ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )
860
تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )
دارد . از اين رو جانوران بسبب سرشتى كه خدا در آنان آفريده يعنى حواس ظاهرى ( شنوايى - بينايى - بويائى - چشائى و لامسه ) مىتوانند چيزهائى كه را بيرون از ذات آنهاست دريابند و انسان از ميان جانوران بنيروئى بالاتر متمايز است يعنى ميتواند بيرون از ذات خود را به انديشهاى كه برتر از حس اوست دريابد و آن نيرويى است كه در بطون دماغ او قرار داده شده است . بدان صور محسوسها را انتزاع مىكند و ذهن خود را در آنها بجنبش درميآورد و سپس از آنها صورتهاى ديگرى تجريد مىكند . پس انديشه عبارت از نيرويى است كه در ماوراى حس در اين صورتهاى انتزاع شده تصرف مىكند و ذهن را در آنها جولان ميدهد و آنها را انتزاع و تركيب مىكند و معنى افئدة ( دلها ) در گفتار خداى تعالى همين انديشه است كه ميفرمايد « براى شما گوش و ديدگان و دلها آفريد » [ 1 ] كلمهء افئدة جمع فؤاد است و در اينجا مراد انديشه است . و انديشه را مراتب چنديست . نخست : تعقل امورى كه در خارج مرتباند خواه داراى ترتيب طبيعى يا وضعى باشند . تا بقدرت آن تعقل آهنگ ايجاد آنها كند و اين نوع انديشه بيشتر تصورات [ 2 ] است . و آن را عقل تمييزى ( حسّى يا باز شناختنى ) مينامد كه بدان آدمى سودها و معاش خويش را بدست مىآورد و زيانها را از خود ميراند . دوم : انديشهاى كه بدان از عقايد و آداب زندگى بهرهمند ميشويم و آنها را در طرز رفتار و سياست با همنوعان خود به كار مىبنديم و بيشتر آنها تصديقهائى [ 3 ] است كه اندك اندك بتجربه براى انسان حاصل مىشود تا آن كه از آنها سودمند ميشويم . و آن را عقل تجربى مينامند . سوم : انديشهاى كه انسان را از علم يا گمان بمطلوبى برتر از عالم حس بهرهمند
--> [ 1 - ) ] جَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَ الْأَبْصارَ وَ الْأَفْئِدَةَ 16 : 78 . سورهء النحل ، آيهء 78 . [ 2 - ) ] تصور در اصطلاح منطق حصول صورت شىء در عقل به غير حكم است مانند تصور زايد و عمر و بكر و تصور غلام زيد ( غياث ) . [ 3 - ) ] تصديق در اصطلاح منطق تصور با حكم چنان كه گوئى زيد نويسنده است يا نويسنده نيست ( غياث ) .